factograf
FA

حمله موفقیت‌آمیز ارتش آلمان نازی به خاک فرانسه در جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۰

نبرد فرانسه

نبرد فرانسه
All data from the card 3
تاریخ
۱۰ مه – ۲۵ ژوئن ۱۹۴۰
موقعیت
فرانسه، بلژیک، هلند و لوکزامبورگ
نتایج
پیروزی قاطع آلمان و نیروهای محوراشغال هلند، بلژیک، لوکزامبورگ و بخش بزرگی از فرانسهامضای پیمان آتش‌بس ۲۲ ژوئن ۱۹۴۰ و ایجاد مناطق اشغالی و غیر اشغالی در فرانسه

نبرد فرانسه کارزار نظامی آلمان و متحدانش در جبههٔ غربی جنگ جهانی دوم بود که از ۱۰ مه تا ۲۵ ژوئن ۱۹۴۰ در هلند، بلژیک، لوکزامبورگ و فرانسه جریان داشت. آلمان در مرحلهٔ نخست، با نام رمز مورد زرد، به کشورهای سفلی و فرانسه حمله کرد. فرماندهی متفقین که انتظار داشت محور اصلی تهاجم از مرکز بلژیک بگذرد، بخش مهمی از بهترین نیروهای فرانسوی و نیروی اعزامی بریتانیا را به شمال فرستاد. در همان حال، گروه ارتش آ بخش اصلی نیروهای زرهی آلمان را از آردن عبور داد و پس از گذشتن از رود موز در سدان و دینان، به سرعت به سوی کانال مانش پیش رفت. رسیدن نیروهای زرهی آلمان به ساحل در ۲۰ مه، ارتش‌های متفقین در بلژیک و شمال فرانسه را از نیروهای اصلی فرانسه در جنوب جدا کرد.

مرحلهٔ نخست کارزار به محاصرهٔ نیروهای عمدهٔ متفقین در فلاندر و نبرد دانکرک انجامید. در عملیات دینامو از ۲۶ مه تا ۴ ژوئن بیش از ۳۳۸ هزار سرباز بریتانیایی و فرانسوی از بندر و سواحل دانکرک به بریتانیا منتقل شدند، اما بخش بزرگی از تجهیزات سنگین نیروی اعزامی بریتانیا در فرانسه باقی ماند. آلمان در ۵ ژوئن مرحلهٔ دوم تهاجم، معروف به «مورد سرخ» را آغاز کرد. ارتش فرانسه که شمار زیادی از بهترین یگان‌های متحرک خود را در نبردهای شمال از دست داده بود، نتوانست جبههٔ تازه‌ای را در امتداد سم و ان حفظ کند. پاریس در ۱۴ ژوئن به اشغال آلمان درآمد و هم‌زمان میلیون‌ها غیرنظامی در یکی از بزرگ‌ترین جابه‌جایی‌های جمعیتی اروپای غربی در جنگ، به سوی جنوب و غرب کشور گریختند.

دولت فرانسه در ۱۷ ژوئن درخواست آتش‌بس کرد. آتش‌بس فرانسه و آلمان در ۲۲ ژوئن در کومپین امضا شد و پس از امضای آتش‌بس جداگانه با ایتالیا در ۲۴ ژوئن، درگیری‌ها اندکی پس از نیمه‌شب ۲۵ ژوئن پایان یافت. این توافق «تسلیم بی‌قیدوشرط» نبود. فرانسه بخشی از حاکمیت و امپراتوری استعماری خود را حفظ کرد، اما شمال و غرب کشور زیر اشغال نظامی آلمان قرار گرفت و دولت فیلیپ پتن در بخش غیر اشغالی مستقر شد. این دولت اندکی بعد در ویشی استقرار یافت و در ژوئیهٔ ۱۹۴۰ به نظام فرانسه ویشی تبدیل شد. شکست فرانسه بریتانیا را به مهم‌ترین دولت اروپایی در حال جنگ با آلمان تبدیل کرد و زمینهٔ مرحلهٔ بعدی جنگ در غرب، از جمله نبرد بریتانیا، را فراهم آورد.

راهبردها و نیروهای دو طرف

پس از اعلان جنگ فرانسه و بریتانیا به آلمان در سپتامبر ۱۹۳۹، جبههٔ غربی برای چند ماه در وضعیتی قرار گرفت که به «جنگ تصنعی» معروف شد. راهبرد فرانسه صرفاً بر پناه‌گرفتن پشت خط ماژینو استوار نبود. این استحکامات بخشی از نظام دفاعی گسترده‌تری بودند که می‌بایست مرز مستقیم فرانسه و آلمان را ایمن کنند و در صورت تهاجم آلمان از شمال، ارتش فرانسه را قادر سازند بخش اصلی نیروهای متحرک خود را به بلژیک منتقل کند. تجربهٔ جنگ جهانی اول، کمبود جمعیت نسبت به آلمان، اهمیت حفظ صنایع شمال فرانسه و ضرورت همکاری با بلژیک و بریتانیا در شکل‌گیری این راهبرد نقش داشتند. مارتین الکساندر تأکید می‌کند که راهبرد کلان فرانسه را نمی‌توان صرفاً حاصل محافظه‌کاری نظامی دانست و باید محدودیت‌های جمعیتی، دیپلماتیک و ائتلافی آن را نیز در نظر گرفت.

فرماندهی فرانسه بر پایهٔ طرح دایل انتظار داشت حملهٔ اصلی آلمان از بلژیک مرکزی عبور کند. پس از آغاز تهاجم، ارتش اول فرانسه و نیروی اعزامی بریتانیا می‌بایست تا رود دایل پیش بروند و در کنار ارتش بلژیک خط دفاعی تشکیل دهند. گاملین در نسخهٔ گسترده‌تر طرح، معروف به دایل–بردا، ارتش هفتم فرانسه را نیز به سوی جنوب هلند فرستاد تا با هلندی‌ها تماس برقرار کند. این حرکت نیروهای متحرک متفقین را بیشتر به شمال کشاند. آلمان نیز در طرح‌های نخستین خود حمله‌ای با تمرکز بیشتر بر کشورهای سفلی در نظر داشت، اما طرح نهایی مورد زرد بخش اصلی نیروی زرهی را به گروه ارتش آ سپرد تا از راه آردن، منطقه‌ای که فرماندهی متفقین برای حرکت سریع ارتش زرهی نامناسب می‌پنداشت، به موز برسد. گروه ارتش ب هم‌زمان به هلند و بلژیک حمله می‌کرد و توجه و نیروهای متفقین را به شمال می‌کشاند.

برخلاف تصویری که پس از شکست رواج یافت، آلمان از برتری مطلق عددی یا فنی برخوردار نبود. شمار نیروهای زمینی دو اردوگاه در جبههٔ غربی در مجموع قابل مقایسه بود و فرانسه در جبههٔ شمال‌شرقی ۳٬۲۵۴ تانک داشت، در برابر ۲٬۴۳۹ تانک آلمانی. بسیاری از تانک‌های فرانسوی از نظر زره یا قدرت آتش با تانک‌های آلمانی برابری می‌کردند یا از آن‌ها برتر بودند. تفاوت اصلی در شیوهٔ به‌کارگیری بود. آلمان بخش بزرگ‌تری از زرهی خود را در لشکرهای متمرکز قرار داده بود، ارتباط رادیویی گسترده‌تری در یگان‌های متحرک داشت و فرماندهان میانی آن برای بهره‌برداری سریع از فرصت‌ها آزادی عمل بیشتری داشتند. هماهنگی زرهی، پیاده‌نظام، مهندسان و لوفت‌وافه نیز امکان می‌داد برتری محلی در نقاط تعیین‌کننده ایجاد شود. بخش بزرگی از نیروی زمینی آلمان همچنان به اسب و راهپیمایی پیاده وابسته بود و پیروزی سال ۱۹۴۰ را نباید نتیجهٔ مکانیزه‌بودن کامل ارتش یا اجرای یک فرمول از پیش کامل‌شدهٔ «بلیتس‌کریگ» دانست.

مورد زرد و شکستن جبهه در آردن

آلمان بامداد ۱۰ مه به هلند، بلژیک، لوکزامبورگ و فرانسه حمله کرد. عملیات هوابرد علیه نقاط کلیدی هلند و بلژیک و حمله به مواضع بلژیکی در کانال آلبرت، این تصور را تقویت کرد که محور اصلی عملیات همان‌گونه که متفقین پیش‌بینی کرده بودند در شمال قرار دارد. ارتش‌های فرانسه و نیروی اعزامی بریتانیا به سوی دایل حرکت کردند و در نبردهایی چون هانوت و ژمبلو با نیروهای آلمانی درگیر شدند. هلند پس از چند روز مقاومت و بمباران روتردام در ۱۵ مه تسلیم شد. این درگیری‌های شمالی در خود به شکست فوری نیروهای متفقین منجر نشدند، اما انتقال بهترین یگان‌های متحرک فرانسه و بریتانیا به بلژیک شکافی راهبردی ایجاد کرد، زیرا ضربهٔ اصلی گروه ارتش آ هم‌زمان از آردن به سوی موز در حال حرکت بود.

ستون‌های زرهی گروه ارتش آ در چند مسیر باریک آردن پیش رفتند و در ۱۲ و ۱۳ مه به موز رسیدند. مهم‌ترین رخنه در سدان صورت گرفت، جایی که سپاه نوزدهم به فرماندهی هاینتس گودریان با پشتیبانی متمرکز لوفت‌وافه از رود عبور کرد. بمباران هوایی بیش از آنکه استحکامات فرانسه را به‌طور کامل نابود کند، ارتباط و فرماندهی مدافعان را مختل کرد و فشار روانی شدیدی ایجاد کرد. عقب‌نشینی شتاب‌زدهٔ برخی یگان‌ها در منطقهٔ بولسون در شب ۱۳ مه به آلمان امکان داد سرپل را گسترش دهد. در شمال‌تر نیز لشکر هفتم زرهی به فرماندهی اروین رومل در نزدیکی دینان از موز گذشت. پژوهش‌های جدید این حوادث را نه نشانهٔ فروپاشی عمومی روحیهٔ ارتش فرانسه، بلکه شکست موضعی‌ای می‌دانند که به سبب محل حساس سدان و سرعت بهره‌برداری زرهی آلمان پیامدهای راهبردی بسیار بزرگی پیدا کرد.

پس از تثبیت سرپل‌ها، فرماندهان زرهی آلمان با سرعت به سوی غرب حرکت کردند. گودریان و دیگر فرماندهان در چند نوبت حتی در برابر احتیاط فرماندهی بالاتر برای توقف و تحکیم مواضع مقاومت کردند. این آزادی عمل به نیروهای زرهی امکان داد پیش از آنکه فرماندهی فرانسه بتواند خط دفاعی تازه‌ای ایجاد کند، از پشت ارتش‌های متفقین در بلژیک عبور کنند. گاملین در ۱۹ مه برکنار شد و ماکسیم ویگان جای او را گرفت، اما تغییر فرماندهی در میانهٔ بحران نمی‌توانست شکاف ایجادشده را به‌سرعت ببندد. ضدحملهٔ بریتانیایی و فرانسوی در آراس در ۲۱ مه برای مدتی فرماندهان آلمانی را نگران کرد، ولی نیروی کافی برای قطع کریدور زرهی نداشت. تا ۲۰ مه واحدهای آلمانی به آبویل در ساحل مانش رسیده بودند و ارتش اول فرانسه، ارتش بلژیک و بیشتر نیروی اعزامی بریتانیا در شمال از بدنهٔ اصلی ارتش فرانسه جدا شده بودند.

دانکرک و پایان مرحلهٔ نخست

سربازان بریتانیایی در ساحل دانکرک در انتظار تخلیه، ۲۶ تا ۲۹ مه ۱۹۴۰
سربازان بریتانیایی در ساحل دانکرک در انتظار تخلیه، ۲۶ تا ۲۹ مه ۱۹۴۰

با بسته‌شدن راه جنوب، فرماندهان متفقین کوشیدند هم‌زمان جبهه‌ای در برابر نیروهای آلمانی تشکیل دهند و راهی برای خروج نیروهای محاصره‌شده حفظ کنند. ارتش بلژیک زیر فشار شدید در فلاندر قرار گرفت و لئوپولد سوم در ۲۸ مه تسلیم نیروهای بلژیکی را پذیرفت. پیش از آن، فرماندهی بریتانیا به این نتیجه رسیده بود که امکان اجرای ضدحمله‌ای در مقیاس لازم برای پیوند دوباره با ارتش فرانسه اندک است و آماده‌سازی تخلیه از دانکرک را آغاز کرد. تصمیم آلمان در ۲۴ مه برای توقف موقت بخش‌هایی از نیروهای زرهی در نزدیکی دانکرک بعدها به موضوع مناقشهٔ گسترده تبدیل شد. این توقف را نمی‌توان تنها به یک تصمیم اسرارآمیز هیتلر برای «نجات» بریتانیا نسبت داد. فرسودگی یگان‌های زرهی، نگرانی فرماندهان میدانی دربارهٔ زمین و جناح‌ها و تصور اینکه پیاده‌نظام و لوفت‌وافه می‌توانند کار محاصره را تکمیل کنند نیز در آن نقش داشتند.

عملیات دینامو در ۲۶ مه آغاز شد. کشتی‌های نیروی دریایی، کشتی‌های تجاری و صدها شناور کوچک در شرایط حملات هوایی و توپخانه‌ای نیروها را از بندر و سواحل پیرامون منتقل کردند. دفاع زمینی نیروهای بریتانیایی و فرانسوی در پیرامون دانکرک برای حفظ زمان لازم برای تخلیه تعیین‌کننده بود. تا پایان عملیات در ۴ ژوئن بیش از ۳۳۸ هزار سرباز، از جمله بیش از یکصد هزار فرانسوی، به بریتانیا منتقل شدند. این تخلیه هستهٔ نیروی زمینی بریتانیا را از اسارت یا نابودی نجات داد، اما بیشتر تانک‌ها، توپ‌ها، خودروها و ذخایر سنگین آن در فرانسه باقی ماند. نیروی اعزامی بریتانیا در سراسر کارزار حدود ۶۸ هزار تلفات داشت.

تخلیهٔ دانکرک یک موفقیت بزرگ دریایی و انسانی بود، اما نتیجهٔ مرحلهٔ نخست کارزار را تغییر نداد. فرانسه علاوه بر از دست دادن سرزمین شمالی، شمار زیادی از یگان‌های متحرک و آموزش‌دیدهٔ خود را در نبردها و محاصرهٔ شمال از دست داده بود. بخشی از نیروهای فرانسوی تخلیه‌شده از بریتانیا دوباره برای ادامهٔ جنگ به فرانسه بازگردانده شدند، اما ساختار عملیاتی ارتش به‌شدت آسیب دیده بود. در همین فاصله آلمان واحدهای خود را بازسازمان داد و برای تهاجم به جنوب آماده شد. پایان عملیات دانکرک بنابراین پایان نبرد فرانسه نبود. ارتش فرانسه از ۵ ژوئن در مرحله‌ای جداگانه و در جبهه‌ای گسترده از سم تا ان بار دیگر با تهاجم عمدهٔ آلمان روبه‌رو شد.

مورد سرخ و فروپاشی فرانسه

پناهجویان فرانسوی در ژوئن ۱۹۴۰. تهاجم آلمان موجی از جابه‌جایی چندمیلیونی غیرنظامیان را در فرانسه و کشورهای سفلی پدید آورد.
پناهجویان فرانسوی در ژوئن ۱۹۴۰. تهاجم آلمان موجی از جابه‌جایی چندمیلیونی غیرنظامیان را در فرانسه و کشورهای سفلی پدید آورد.

آلمان در ۵ ژوئن عملیات «مورد سرخ» را آغاز کرد. ویگان پس از به‌دست‌گرفتن فرماندهی کوشیده بود خطی دفاعی در امتداد رودهای سم و ان ایجاد کند و مواضع پیاده‌نظام را به شکل مراکز مقاومت متراکم سامان دهد. در برخی نقاط این مواضع مقاومت سختی نشان دادند و یگان‌های آلمانی ناچار شدند برای عبور از آن‌ها هزینهٔ قابل توجهی بپردازند. با این حال، ارتش فرانسه دیگر ذخایر متحرک کافی برای بستن رخنه‌ها یا اجرای ضدحمله‌های بزرگ نداشت. هنگامی که نیروهای زرهی آلمان از خطوط رودخانه‌ای عبور کردند، جبهه دوباره به چند بخش جدا تقسیم شد. نیروهای آلمانی در ۹ ژوئن از سن گذشتند و حمله در ان نیز راه را برای پیشروی به سوی مرکز و شرق فرانسه باز کرد.

پیشروی آلمان با بحران گستردهٔ غیرنظامیان همراه بود. میلیون‌ها فرانسوی و پناهجویانی که پیش‌تر از بلژیک و هلند وارد شده بودند، در جاده‌های جنوب و غرب کشور حرکت می‌کردند. ازدحام راه‌ها، جدایی خانواده‌ها، حملات هوایی و فروپاشی خدمات عمومی ادارهٔ جنگ را نیز دشوارتر می‌کرد. دولت فرانسه پاریس را شهر بی‌دفاع اعلام کرد و نیروهای آلمان در ۱۴ ژوئن بدون نبرد عمده وارد پایتخت شدند. دولت نخست به تور و سپس به بوردو منتقل شد. هم‌زمان بریتانیا در عملیات اریال از ۱۵ تا ۲۵ ژوئن نیروهای باقی‌ماندهٔ بریتانیایی، لهستانی و دیگر متفقین را از بنادر غرب فرانسه تخلیه کرد.

ایتالیا در ۱۰ ژوئن، زمانی که شکست فرانسه محتمل شده بود، به فرانسه و بریتانیا اعلان جنگ کرد و در ۲۱ ژوئن تهاجم زمینی در آلپ را آغاز کرد. پیشروی ایتالیا محدود بود و دفاع فرانسوی در مرز آلپ در بیشتر نقاط پابرجا ماند. در سطح سیاسی، نخست‌وزیر پل رنو خواهان ادامهٔ جنگ از شمال آفریقا بود، در حالی که پتن، ویگان و شماری دیگر از مقام‌ها آتش‌بس را تنها راه جلوگیری از فروپاشی بیشتر می‌دانستند. رنو در ۱۶ ژوئن استعفا کرد و پتن نخست‌وزیر شد. او روز بعد اعلام کرد که برای پایان جنگ درخواست شرایط آتش‌بس کرده است. شارل دو گل که به لندن رفته بود، در ۱۸ ژوئن از فرانسویان خواست جنگ را در کنار بریتانیا ادامه دهند. این موضع در هفته‌های بعد پایهٔ سیاسی جنبش فرانسه آزاد شد.

آتش‌بس، پیامدها و ارزیابی

هیتلر و مقام‌های ارشد آلمان در برابر واگن آتش‌بس در جنگل کومپین، ۲۱ ژوئن ۱۹۴۰، یک روز پیش از امضای آتش‌بس فرانسه و آلمان
هیتلر و مقام‌های ارشد آلمان در برابر واگن آتش‌بس در جنگل کومپین، ۲۱ ژوئن ۱۹۴۰، یک روز پیش از امضای آتش‌بس فرانسه و آلمان

مذاکرات آتش‌بس با آلمان در جنگل کومپین و در همان واگنی انجام شد که آتش‌بس ۱۱ نوامبر ۱۹۱۸ در آن امضا شده بود. پیمان فرانسه و آلمان در ۲۲ ژوئن امضا شد و آتش‌بس با ایتالیا نیز در ۲۴ ژوئن به امضا رسید. هر دو توافق اندکی پس از نیمه‌شب ۲۵ ژوئن به اجرا درآمدند و نبرد فرانسه پایان یافت. برخلاف متن پیشین این مقاله و تعبیر رایج «تسلیم بی‌قیدوشرط»، دولت فرانسه آتش‌بس امضا کرد و دولت، نیروی دریایی و بخش بزرگی از امپراتوری استعماری آن باقی ماندند. با این حال، آلمان شمال، غرب و ساحل اقیانوس اطلس فرانسه را اشغال کرد و هزینه‌های سنگین اشغال را بر دولت فرانسه تحمیل کرد. دولت پتن در منطقهٔ غیر اشغالی مستقر شد و در ژوئیه، پس از انتقال نهادهای دولتی به ویشی و اعطای اختیارات قانون‌گذاری به پتن، جمهوری سوم فرانسه جای خود را به حکومت فرانسه ویشی داد.

ابعاد انسانی شکست بسیار بزرگ بود. نیروهای آلمانی در جریان شکست و فروپاشی ارتش فرانسه حدود ۱٫۸ میلیون نظامی فرانسوی را به اسارت گرفتند و نزدیک به ۱٫۵ میلیون نفر از آنان را به آلمان منتقل کردند، جایی که بسیاری تا سال‌های پایانی جنگ در اسارت باقی ماندند. جابه‌جایی میلیون‌ها غیرنظامی نیز زندگی اقتصادی و خانوادگی کشور را برهم زد و بازگشت پناهجویان پس از آتش‌بس خود به مسئله‌ای پیچیده میان دولت فرانسه و مقام‌های اشغالگر تبدیل شد. برای بریتانیا، نجات بخش بزرگی از نیروی اعزامی در دانکرک امکان ادامهٔ جنگ زمینی در آینده را حفظ کرد، اما از دست رفتن متحد اصلی اروپایی و تجهیزات عظیم ارتش وضعیت راهبردی را به‌شدت دشوار ساخت. شکست فرانسه آلمان را بر سواحل کانال مانش مسلط کرد و نبرد بعدی بر سر برتری هوایی در غرب به نبرد بریتانیا انجامید.

تبیین علت شکست فرانسه از مهم‌ترین مناقشات تاریخ‌نگاری جنگ جهانی دوم بوده است. روایت‌های پس از ۱۹۴۰ گاه شکست را به «انحطاط» جامعهٔ فرانسه، روحیهٔ ضعیف سربازان یا برتری فناورانهٔ آشکار آلمان نسبت می‌دادند. پژوهش‌های بعدی این توضیح‌های تک‌علتی را زیر سؤال برده‌اند. ارتش فرانسه در شمار تانک و توپخانه ضعیف‌تر از آلمان نبود و بسیاری از یگان‌ها، از بلژیک تا سم و آلپ، مقاومت مؤثری نشان دادند. در عوض، ترکیب تصمیم عملیاتی دایل–بردا، تمرکز بهترین نیروهای متفقین در شمال، ضعف پوشش منطقهٔ سدان، تمرکز زرهی و هوایی آلمان در نقطهٔ اصلی رخنه، سرعت فرماندهی و بهره‌برداری از موفقیت اولیه سبب شد یک شکست محلی به فروپاشی عملیاتی در مقیاس سراسر جبهه تبدیل شود. کارل-هاینتس فریزر نیز پیروزی آلمان را به‌جای نتیجهٔ اجرای یک فرمول بی‌نقص و از پیش تثبیت‌شدهٔ بلیتس‌کریگ، حاصل طرحی پرخطر، ابتکار فرماندهان و رشته‌ای از تصمیم‌ها و فرصت‌های میدانی می‌داند. در تاریخ‌نگاری جدیدتر، سقوط فرانسه نه اجتناب‌ناپذیر شمرده می‌شود و نه با یک ضعف ملی واحد توضیح داده می‌شود.

جستارهای وابسته

منابع

  • Alexander, Martin S. (2015). "French grand strategy and defence preparations". In John Ferris; Evan Mawdsley (eds.). The Cambridge History of the Second World War (in English). Cambridge University Press. pp. 78–106. doi:10.1017/CHO9781139855969.006.
  • Frieser, Karl-Heinz (2005). The Blitzkrieg Legend: The 1940 Campaign in the West (in English). John T. Greenwood. Annapolis, Maryland: Naval Institute Press.
  • Jackson, Julian (2004). The Fall of France: The Nazi Invasion of 1940 (in English). Oxford University Press. ISBN 9780192805508.
  • Moore, Bob (2022). "Defeat and Internment: The French Army in German Hands". Prisoners of War: Europe: 1939–1956 (in English). Oxford University Press. pp. 60–89. doi:10.1093/oso/9780198840398.003.0003.
  • Porch, Douglas (2022). Defeat and Division: France at War, 1939–1942 (in English). Cambridge University Press. doi:10.1017/9781107239098.
  • Risser, Nicole Dombrowski (2012). France under Fire: German Invasion, Civilian Flight and Family Survival during World War II (in English). Cambridge University Press. doi:10.1017/CBO9781139178037.

پیوند به بیرون

  • «شکست در غرب، ۱۹۴۰» در موزهٔ ملی ارتش بریتانیا
  • «نبرد فرانسه» در موزه‌های جنگ امپراتوری
  • «تهاجم آلمان به اروپای غربی، مه ۱۹۴۰» در دانشنامهٔ هولوکاست

Read next

In 74 languages

Text from Wikipedia, CC BY-SA 4.0 · Source article