factograf
FA

دهرم (ادیان هندی)

دهرم یا دارما (به سانسکریت: धर्म، دَرْمَه) یا دَمَّه (به پالی: धम्म، دَمْمَه) یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم در آیین بودا است که گستره‌ای وسیع از معانی را دربرمی‌گیرد. این واژه در بافت بودایی به سرشت ذهن آن‌گونه که هست، قوانین طبیعت، آموزه‌های بودا به‌مثابه بازنمود قانون طبیعی در پیوند با رنج انسان و نیز پدیدارها و ویژگی‌های آن‌ها اشاره دارد. دارما یکی از سه گوهر بودایی به‌شمار می‌رود و پناهگاه پیروان آیین بودا در کنار بودا و سنگه است.

این ایده که رفتار در هماهنگی با درمه (قانونمندی ذاتی جهان)، رسالت و وظیفه هر فرد است، از متون باستانی هندی و ایرانی سرچشمه می‌گیرد و این متون، خوش‌بختی بشر را در هماهنگ شدن با نظم و قاعده بنیادین جهان (ارد یا اشه) و برآوردن مطالبات این نظم و سامان بنیادین جهان دانسته‌اند.

در سنّت بودایی، واژهٔ دارما هم به آموزه‌های گوتمه بودا و متون مقدس مکتوب (مانند وینیه‌پیتکه و سوته‌پیتکه از مجموعهٔ کانون پالی) اشاره دارد و هم به سنّت‌های تفسیری گوناگونی که مکتب‌های بودایی در طول سده‌ها پدیدآورده‌اند. در سنّت مهایانه، این آموزه‌ها شامل هشتادوچهار هزار تعلیم گوناگون دانسته می‌شود که بودا بر پایهٔ نیازهای مخاطبان خود ارائه کرده‌است. افزون بر این، دارما در پدیدارشناسی بودایی به عناصر سازندهٔ تجربهٔ انسانی نیز گفته می‌شود که در فلسفهٔ اَبی‌دَرمه به‌تفصیل دسته‌بندی شده‌اند.

ریشه‌شناسی و گونه‌های زبانی

واژهٔ دارما از ریشهٔ سنسکریت «دْهَر» (dhr) به معنای «نگه‌داشتن» و «پشتیبانی کردن» برگرفته شده‌است. شکل پراکریتی و پالی این واژه «دَمَّه» (dhamma) است. تفسیرنامه‌های بودایی توضیح می‌دهند که دارما آن چیزی است که از رهرو پشتیبانی می‌کند و او را از افتادن به حالت‌های رنج‌آور بازمی‌دارد.

در آسیای شرقی، نگاره‌نویسهٔ (ایدئوگرام) دارما «法» است که در زبان چینی «فا» (fǎ)، در ژاپنی «هو» (hō) و در کره‌ای «بئوپ» (beop) خوانده می‌شود. در تبّتی معادل آن «چو» (به تبتی: ཆོས་) است. در زبان‌های اویغوری، مغولی و برخی دیگر از زبان‌های آسیای میانه، واژهٔ «نوم» (nom) به کار می‌رود که از واژهٔ یونانی باستان «نوموس» (νόμος) به معنای «قانون» برگرفته شده‌است.

در ترجمه‌های چینی متون بودایی، این واژه به‌صورت آوانگاری «تان‌وو» (曇無)، «تان‌مو» (曇摩) و «دامو» (達摩) نوشته شده و معادل مفهومی آن «فا» (法) برگزیده شده‌است.

تعریف‌های کلاسیک

رسالهٔ «اَبی‌دَرمَه‌کوشه» (به سانسکریت: Abhidharmakośa) دارما را «آنچه خودویژگی خویش را نگه می‌دارد» تعریف می‌کند؛ برای نمونه، «روپه» (ماده) ویژگی دگرگونی و مقاومت را دارد و چون این ویژگی‌ها را حفظ می‌کند، «قانون ماده» نامیده می‌شود. رسالهٔ «چِنگ‌وِی‌شی‌لون» (成唯識論) دارما را «گوِی‌چی» (軌持) یعنی «الگو و نگهداشت» معنا می‌کند: «الگو» بدان معناست که پدیده می‌تواند شناخت پدیدآورد و «نگهداشت» بدان معناست که خودسرشت خویش را از دست نمی‌دهد.

دارما در بستر دین‌های هندی

دارما در سنّت‌های دینی هند به معنای گسترده‌ای از «قانون» و «نظم» به کار می‌رود. در این بافت، دارما هم به قانون طبیعی اشاره دارد و هم به زندگی‌ای که هماهنگ با آن قانون سپری شود. هر یک از سنّت‌های دینی هند راه ویژه‌ای از دارما را پی می‌گیرد: پیرو جین‌آیین «جَین‌دَرمه» را می‌ورزد، هندو «سَناتَنَه‌دَرمه» را دنبال می‌کند و بودایی «بودادَرمه» را پیش می‌گیرد.

ذهنیت دینی هندی از دیرباز با شمول‌گرایی و چندگانگی دینی شناخته شده‌است. همهٔ دین‌ها در چارچوب قوانین جاودانهٔ طبیعت (سَناتَنَه دَرمه) فهمیده می‌شوند و راه رهایی بر پایهٔ علت و معلول تبیین می‌گردد. دارما به‌مثابه مجموعهٔ پایدار قوانین طبیعی بر زنجیرهٔ علّی حاکم است: درک درست آن به کنش ماهرانه (کوسَلَه کَمَّه) می‌انجامد و نادیده گرفتن آن به کنش ناماهرانه (اَکوسَلَه کَمَّه) با پیامدهای رنج‌آور منجر می‌شود.

در فلسفهٔ ودایی، مفهوم «ریتَه» (ṛta) به معنای «نظم کیهانی» و «وْرَتَه» (vrata) به معنای «فرمان» در کنار دارما به کار می‌رفت. «ریتَه» و «وْرَتَه» بر نظم آسمانی و گردش فصل‌ها ناظر بودند، در حالی که دارما بیشتر بر اخلاق انسانی و نظم زندگی اجتماعی دلالت داشت. در دورهٔ اوپَنیشَدها، دارما معنای «عالی‌ترین حقیقت» یافت، هرچند در برابر مفاهیم فراطبیعی چون بْرَهمَن و آتمَن در جایگاه فروتری قرار گرفت.

دَمَّه‌ـوینَیَه: راه انضباط بودا

گوتمه بودا راهی را که به شاگردانش آموزش می‌داد «دَمَّه‌ـوینَیَه» (dhamma-vinaya) می‌نامید که به معنای «این راه انضباط» است. راه بوداها (گوتمه بودا خود را یکی از سلسله‌ای درازدامن از بوداها می‌دید) راهی از خودانضباطی است که دربرگیرندهٔ خویشتن‌داری از کنش‌های جنسی تا حد امکان (بْرَهمَچَریَه)، آیین‌نامهٔ رفتار اخلاقی (سیلَه) و تلاش در پرورش هشیاری (سَتی‌پَتّهانَه) و خرد (پْرَجنا) است.

پس از درگذشت بودا، در نخستین گردهمایی (سنگیتی) که به همّت کاشیَپَه برگزار شد، آنَندَه آموزه‌های دَمَّه را گردآوری کرد.

دارما به‌مثابه یکی از سه گوهر

دارما در کنار بودا و سنگه یکی از سه گوهر (تی‌رَتنَه) آیین بوداست که پیروان بودایی بدان‌ها پناه می‌برند. سه گوهر عبارت‌اند از:

  1. بودا — کمال ذهن روشن‌شده
  2. دارما — آموزه‌ها و روش‌ها
  3. سنگه — انجمن رهروان متعهد بودادَرمه که پشتیبانی دوسویه و دوستی معنوی (کَلیانَه‌میتَّتا) را فراهم می‌آورند

خود بودا در سوتّه‌نیپاتَه فرمود: «هر آنکه دَمَّه را ببیند، مرا می‌بیند» (به پالی: Yo dhammaṃ passati so maṃ passati). همچنین در اَگَّنَّه‌سوتّه به واسِتّهَه گفت: «دَمَّکایَه به‌راستی نام تَتهاگَتَه است».

شش ویژگی برتر دارما

در سنّت بودایی، آموزهٔ بودا دارای شش ویژگی برتر است:

  1. سْواکّهاتو (به سانسکریت: Svākhyāta، «نیک اعلام‌شده»): آموزهٔ بودا فلسفهٔ نظرپردازانه نیست بلکه بازنمود قانون جهان‌شمول طبیعت بر پایهٔ تحلیل علّی پدیدارهای طبیعی است. این آموزه «در آغاز نیکو» (سیلَه: اصول اخلاقی)، «در میانه نیکو» (سَمادی: تمرکز) و «در پایان نیکو» (پَنّا: خرد) وصف شده‌است.
  2. سَندیتّهیکو (به سانسکریت: Sāṃdṛṣṭika، «قابل بررسی»): دَمَّه بر بنیاد ایمان صرف استوار نیست و با تجربهٔ شخصی آزمودنی است.
  3. اَکالیکو (به سانسکریت: Akālika، «فرازمانی و بی‌درنگ»): دَمَّه توانایی دادن نتایجِ بی‌درنگ را در همین‌جا و اکنون دارد و نیازی به انتظار برای زندگی آینده نیست.
  4. اِهی‌پَسّیکو (به سانسکریت: Ehipaśyika، «بیایید و ببینید»): دَمَّه همهٔ موجودات را فرامی‌خواند تا آن را بیازمایند و خود ببینند.
  5. اوپَنَییکو (به سانسکریت: Avapraṇayika، «نزدیک‌کننده»): پیروی از دَمَّه در زندگی روزمره رهرو را به رهایی (موکشه) نزدیک می‌کند.
  6. پَچَّتَّم وِدیتَبّو وینّوهی (به سانسکریت: Pratyātmaṃ veditavyo vijñaiḥ، «شناختنی به‌گونهٔ شخصی از سوی خردمندان»): دَمَّه تنها به‌دست شاگردان والامرتبه (آریَه‌ها) که در خرد برتر پخته شده‌اند به‌کمال درک می‌شود.

بودا در این بافت به پزشکی کاردان مانند شده و دَمَّه به داروی مناسب؛ اما هرچقدر هم پزشک توانا و دارو شگفت‌انگیز باشد، بیمار تنها با مصرف درست دارو شفا می‌یابد.

شناخت سرشت: دَمَّه‌ویچَیَه

پرورش و دستیابی به خرد بخشی از هدف و کنش بودایی است. برای رسیدن به خرد باید سرشت چیزها (دارما) را شناخت و بخشی از این فرایند «کاوش در سرشت» (دَمَّه‌ویچَیَه) است. این کاوش به معنای رویکردی عینی و پژوهشی به درک روابط علّی میان پدیدارهای گوناگون است و به‌ویژه به خودنگری بی‌طرفانه‌ای اشاره دارد که در آموزه‌هایی چون سَتی‌پَتّهانَه‌سوتّه بحث شده‌است. تاج این تحلیل آموزهٔ «پَتیچَّه‌سَموپّاده» (پیدایش وابسته) است.

آموزه‌های بنیادی بودا که با عنوان دارما شناخته می‌شوند عبارت‌اند از: چهار حقیقت والا، هشت‌گانهٔ راه والا و سه نشانهٔ هستی (ناپایداری، رنج و بی‌خودی). حقیقتِ حقایق نزد بودا «پیدایش وابسته» (پَتیچَّه‌سَموپّاده) است و آموزه‌اش «میانه‌روی» (مَجّهیمَه‌پَتیپَدا) خوانده می‌شود.

دارما در پدیدارشناسی بودایی

در کاربرد دیگری، دارما (معمولاً با حرف کوچک در نوشتار لاتینی) به پدیدار یا عنصر سازندهٔ تجربهٔ انسانی اشاره دارد. فلسفهٔ اَبی‌دَرمه با رد وجود جوهری ثابت برای هستنده‌ها، هفتادوپنج دارما را برشمرد و سرانجام پیشنهاد کرد که این «عوامل سازنده» یگانه گونهٔ هستنده‌ای هستند که به‌راستی وجود دارند.

این دیدگاه برای تحلیل تجربهٔ انسانی اهمیت ویژه‌ای دارد: به‌جای فرض حالت‌های ذهنی ذاتی در یک فاعل شناسا یا جوهر جان، فیلسوفان بودایی در بیشتر موارد پیشنهاد کردند که حالت‌های ذهنی تنها به‌صورت «عنصرهای لحظه‌ای آگاهی» وجود دارند و ناظر ذهنی ساختگی است.

مکتب سَروَستیوادَه در بودیسم بخشی (هینَه‌یانَه) و مکتب یوگاچارَه در مهایانه این دارماها را به‌تفصیل در نظام «پنج دسته و هفتادوپنج دارما» و «پنج دسته و صد دارما» رده‌بندی کردند. دارماها به دو گروه بنیادی بخش می‌شوند: «دارماهای ساخته‌شده» (سَنسکْریتَه دَرمه / saṃskṛta dharma) که ناپایدار و دگرگون‌شونده‌اند و «دارماهای ناساخته» (اَسَنسکْریتَه دَرمه / asaṃskṛta dharma) که پایدار و نادگرگون‌شونده‌اند.

نقد ناگارجونه

فیلسوفان بودایی پسین مانند ناگارجونه پرسیدند که آیا دارماها (عنصرهای لحظه‌ای آگاهی) به‌راستی هستی جداگانه‌ای دارند یا نه. ناگارجونه با رد هرگونه واقعیت ذاتی برای دارماها در «مولَه‌مَدهیَمَکَه‌کاریکا» (بخش نیروانَه‌پَریکشا) چنین سرود:

آنگاه که همهٔ دارماها تهی‌اند، چه چیز بی‌پایان است؟ چه چیز پایان دارد؟ … فرخنده است آرام‌شدن پدیدارهای فراگیر و آرام‌شدن همهٔ دریافت‌ها؛ هیچ دارمایی از سوی بودا به هیچ‌کس، هرگز و هیچ‌جا آموزش داده نشده‌است.

— مولَه‌مَدهیَمَکَه‌کاریکا، ۲۵:۲۲–۲۴

سه نشانهٔ هستی

یکی از آموزه‌های کانونی بودیسم نفی «خودِ» جداگانه و پایدار است که در سه نشانهٔ هستی بیان می‌شود:

  1. دوکّهَه (به سانسکریت: Duḥkha) — رنج
  2. اَنیچَّه (به سانسکریت: Anitya) — ناپایداری
  3. اَنَتَّه (به سانسکریت: Anātman) — بی‌خودی

در دل آیین بودا، دریافت نبود «خود» (و از همین رو فریب) به‌مثابه هستندهٔ خودبسنده و جداگانه جای دارد.

دارما به‌مثابه سرچشمهٔ تجربه‌های ذهنی

در سوتّه‌های مهم (مانند مَهاسَتی‌پَتّهانَه‌سوتّه)، دارما در جفت با «چیتَّه» (دل/ذهن) آمده تا نشان دهد که چیتَّه بازتاب دارما است. این آموزه هم‌تراز جفت‌شدن «کایَه» (تن) و «وِدَنا» (احساس‌ها) است که در آن احساس‌ها درون تن برمی‌خیزند ولی از راه ذهن تجربه می‌شوند. دارما در این بافت خاستگاه نظم و سازمانی است که بنیاد اندیشه‌ها، خرد، فهم و ارزش‌ها را تشکیل می‌دهد.

افزون بر این، در نظام دوازده آیَتَنَه (بنیادهای ادراک)، «دارما» به معنای موضوع ادراکی حس ششم (ذهن) نیز به کار می‌رود؛ یعنی آنچه از راه ذهن (مَنَس) ادراک می‌شود «دارمایَتَنَه» نامیده می‌شود.

دسته‌بندی‌های دارما

در سنّت بودایی، «دارما» با توجه به بافت‌های گوناگون به چند شاخه تقسیم شده‌است:

بر پایهٔ آمیختگی با رنج

  • دارماهای دارای آلودگی (ساسْرَوَه دَرمه / sāsrava dharma): قوانینی که رنج‌ها را همراهی و افزایش می‌دهند و موجودات را در جهان گرفتار می‌کنند.
  • دارماهای بی‌آلودگی (اَناسْرَوَه دَرمه / anāsrava dharma): فراتر از جهان مادی و تهی از آلودگی رنج.

بر پایهٔ ساخته‌شدگی

  • دارماهای ساخته‌شده (سَنسکْریتَه): پدیدارهایی که بر پایهٔ علّت و شرایط پدید می‌آیند، دگرگون می‌شوند و از میان می‌روند.
  • دارماهای ناساخته (اَسَنسکْریتَه): قوانین پایدار و نادگرگون‌شونده.

چهارگانهٔ آموزه، اصل، کنش و بَر

رسالهٔ «داچِنگ فایوان ییلین‌ژانگ» (大乘法苑義林章) دارما را به چهار دسته بخش می‌کند:

  1. آموزه (جیائو / 教): آوا، نام، جمله و نوشتار
  2. اصل (لی / 理): حقایق دوگانه، چهار حقیقت والا و دیگر اصول
  3. کنش (سینگ / 行): کنش‌هایی که رهروان سه‌گانه برای سود خود و دیگران انجام می‌دهند
  4. بَر (گوئو / 果): بَر رهایی از دو پرده (رنج و شناختنی) که از راه سه راهکار به دست می‌آید

دین‌شناسی تطبیقی

برخی پژوهشگران بودایی مدعی شده‌اند که مفهوم دارما در آموزهٔ بودایی نقشی همانند خدای یگانه در ادیان توحیدی ایفا می‌کند: دارمای همه‌جاحاضر معیار کنش موجودات است و پیامد اعمال را تعیین می‌کند، همان‌گونه که خدای یگانه بر همه چیز فرمان می‌راند و پاداش و کیفر می‌دهد. بوداداسَه، فیلسوف بودایی تایلندی سدهٔ بیستم، واژه‌هایی چون «خدا» و «دَمَّه» را در واقع اشاره به یک حقیقت واحد می‌دانست.

با این حال، دیدگاه دیگری بر آن است که دارما بیشتر به مفهوم خدا در خداباوری طبیعی (دئیسم) نزدیک است تا به خدای شخصی ادیان توحیدی؛ زیرا دارما شخصیت‌یافته نیست، ارادهٔ مستقل ندارد و از پدیدارها جدا نیست بلکه با آن‌ها هم‌زاد و هم‌مرگ است.

جستارهای وابسته

منابع

پیوند به بیرون

  • BuddhaNet — شبکهٔ آموزش بودایی
  • Access to Insight — متون ترجمه‌شدهٔ تِرَواده

Read next

In 90 languages

Text from Wikipedia, CC BY-SA 4.0 · Source article